تبلیغات
نور علی نور !!! - توحید
شنبه 30 آبان 1388

توحید

   نوشته شده توسط: محمد یحیی    نوع مطلب :فلسفه اسلامی ،

 سخن در اصول دین بود و اولین اصل از آن اصول توحید بود و گفتیم كه در اولین گام برای اثبات توحید خدا ،‌ باید  خود خدا را برای خود  اثبات بكنید كه از راه براهان نظم كه هرچند برهانی بد و ضعیف است . به این نتیجه رسیدیم . ادامه : حال بعد از این برهان به تقسیم بندی و توضیح اقسام توحید ،‌ ذكر چند حدیث وآیه در باب توحید می پردازیم .  توحید به طور كلی به دو بخش نظری و عملی تقسیم می شود و هر یك از این دو قسم نیز به بخش های دیگری تقسیم می گردد كه خواهد آمد . توحید نظری : به سه قسم ذاتی ، صفاتی و افعالی تقسیم می گردد . و كلمه وحده در لا اله الاالله وحده وحده وحده بیان كننده این مراتب سه گانه است نه از باب تاكید و تكرار ! توحید ذاتی در اصطلاح رایج بدین معناست كه خداوند یگانه بوده و هیچ مثل و مانند و شریك و همتایی ندارد . اما گاهی توحید ذاتی به معنای گسترده تری نیز به كار می رود و آن علاوه بر معنای فوق شامل بساطت ذات الهی و سلب تركیب از خداوند نیز به كار می رود در این دیدگاه عام ، توحید ذاتی مشتمل بر دو مطلب است : یكی توحید در مقام واحدیت و دیگری توحید در مقام احدیت . توحید در مقام واحدیت : خداوند احد و یكتاست . یعنی هستی محض است                   (   إن الوجود عندنا أصیل** دلیل من خالفنا علیل‏ لأنه منبع كل شرف ** و الفرق بین نحوی الكون یفی ‏) كه همان طور كه حاج ملا هادی سبزواری در مبحث اصالت وجود )که یکی از مباحث مهم و اساسی در فلسفه اسلامی و یکی از پایه های اثبات توحید است ) این دو بیت را بیان كرده ، او منبع تمام خیرات و شرف هاست و در او جزء راه ندارد ( یعنی فاقد اجزا است ) بر خلاف شی مركب كه از چندین جزء تشكیل شده ذات او بسیط از هر جهت است كه لا جزء له است و این بعد از توحید ذاتی در واقع برابر با نفی هرگونه كثرت درون ذاتی از خداوند سبحان است و نفی اجزاء از خدا (و اثبات آن با برهان كه بعدا نیز خواهد آمد) از آن جهت است كه اگری چیزی جزء داشته باشد بالیقین به آن جزء نیازمند خواهد بود مثلا اگر شما به ساختمان دست خود توجه کنید در می یابید که تمام انگشت های شما متصل به کف دست شما هستند و به وسیله مفاصل است که جزء جزء بدن شما به حرکت در می آید و این منافات با صمد بودن دارد . توحید در مقام احدیت : خداوند واحد و یگانه است كه لا شریك له و لیس فی الاشیاء شبه (شریك ندارد و در اشیاء و موجودات شبیه ندارد ) . این بعد از توحید ذاتی به معنی نفی كثرت برون ذاتی است یعنی در كنار خداوند ذات دیگری كه آن هم خدا باشد وجود ندارد علت این امر این است كه ما مفهومی بنام وجوب وجود داریم كه نیاز به دركی عمیق دارد و در صورتی كه این مفهوم را درك كردی بیشتر و اكثر معنای توحید برای شما روشن می گردد (چه آنكه خواجه نصیر طوسی نیز در كتاب كشف المراد خود از این مفهوم استفاده كرده است و بسیاری از صفات را از این راه اثبات می کند ). پس ابتدا باید مفهوم وجوب را بدانید. پس وجوب به معنی ساده یعنی : باید باشد و علت در بودن هم نمی خواهد برعكس مفهوم ممكن كه بودن و نبودن آن علت می خواهد . و وجود هم كه معنایی بدیهی برای افراد دارد. پس وجوب وجود یعنی وجودی كه باید باشد بدون نیاز به هیچ علتی . حال كه مفهوم وجوب وجود را دریافتی باید بدانی كه تصور دو خدا منجر به این می شود كه خدای ما اولا واجب نباشد و ثانیا لایتناهی نباشد زیرا این دو خدا یا با هم تفاوت دارند یا تفاوت ندارند . اگر تفاوت نداشته باشند كه دیگر دو خدا نیست بلكه یكی است ولی اگر با هم تفاوت داشته باشند منجر این می شود كه خصوصیتی و ویژگیی در آن خدا باشد كه در این خدا نیست ! پس اگر این گونه باشد دیگر آن دو نیز خدا نیستند زیرا دارای كمال تام نیستند و سر شار از نقص هستند و مع ذلك ما با درك مفهوم لایتناهی در می یابیم كه خداوند بر همه چیز محیط است و احاطه دارد كه با وجود دو خدا این مفهوم هم صادق نخواهد بود  زیرا این خدا بر بخشی احاطه و آن خدا نیز بر بخشی دیگر احاطه دارد . ( هر چند كه این نوع گفتن ما از كمی و ضیق کلمات و تفهیم مطلب است كه خداوند مجرد است و این گونه توصیف غلط )   در نهایت به چند حدیث و آیه در مورد توحید متمسك می شویم كه گفتار ما كامل شود! احادیث : رسول خدا (ص) : بهترین عبادات گفتن ذكر لا اله الا الله است !!  و از امام باقر (ع) نقل شده است كه می فرمایند : هیچ چیز پر پاداش تر از گواهی به این كه خدایی جز الله نسیت وجود ندارد زیرا هیچ چیزی هم سنگ با خدا نیست ! و از امام جعفر صادق می فرمایند : خداوند بدن موحدان را بر آتش حرام گردانده است . آیات : بسم الله الرحمن الرحیم – الحمد و لله رب العالمین – قل هو الله احد – هُوَ الْأَوَّلُ وَ الاَْخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ  وَ هُوَ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِیم‏ . آیات در مورد توحید بسیار زیاد است كه در آینده باز هم ذكر خواهم كرد .