تبلیغات
نور علی نور !!! - مطالب فلسفه اسلامی
یکشنبه 1 آذر 1388

توحید 2

   نوشته شده توسط: محمد یحیی    نوع مطلب :فلسفه اسلامی ،

بخش دوم توحید صفاتی

سخن در اصول دین بود  و اولین اصل از آن اصول یعنی توحید را در حال شرح دادن بودیم كه برخی از ادله  فلاسفه را در مورد توحید ذاتی بیان كردیم . حال نوبت به توحید صفاتی می رسد و توضیحات مربوط به آن و شرح و توضیح یك صفت از صفات خدا  

در ابتدای بحث باید معنی صفت را بدانیم و بعد از آن معنی توحید صفاتی را مورد بررسی قرار می دهیم .

حال اگر صفت را بخواهیم معنی شرح اللفظی كنیم آن یعنی خصوصیتی كه در اشیاء و موجودات هست و آن شی و آن فرد با این خصوصیت ویژه شناخته می شود و حتی به آن معروف هم شده شده مثل حاتم طائی كه به بخشندگی معروف شده و زبان زد شده است . حال كه این معنی اجمالی را یاد گرفتیم و فهمیدیم باید بدانیم كه آیا می شود هر صفتی را به خداوند نسبت داد یا خیر این كار جائز نیست ؟ ما در ابتدا باید بدانیم كه ما دو قسم از صفات را داریم یك نوع آن صفات ثبوتی است و نوع دیگر صفات سلبی است كه توضیح آن خواهد آمد .

برای بیان توحید اسماء الحسنای خداوند باید به این دو گونه از صفات توجه كرد . 1- صفات نقص : هر چیزی از دو حال خارج نیست یا كامل و خیر است و یا ناقص و قبیح و شر . آنچه كه بر نقص برگردد خداوند از آن مبراست كه به آن صفات سلبی نیز گویند یعنی شما مجاز نیستی این صفت را به خدا نسبت دهید و از خداوند سلب می شود  زیرا نقص یعنی شر و شر یعنی عدم خیر در حالی كه ما در مطلب قبل اثبات كردیم كه خداوند منشاء تمام خیرات است  ( لانه منبع كل شرف ) پس امكان ندارد این صفات به خداوند نسبت یابد . مثل این كه خداوند در قرآن می فرماید : وَ مَا اللَّهُ یُرِیدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِینَ.  و خدا به مردم جهان ستم روا نمى‏دارد (108 آل عمران ) بلكه خدا نتنها كه ستمی را روا نمی دارد بلكه اراده ظلم را هم نمی كند . و یا این كه خداوند از نسیان بدور است و یا از صفت خواب بدور است  لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْم‏ . نه خواب سبك او را فرا مى‏گیرد و نه خواب سنگین‏ ( سوره بقره آیه 255 ) و یا این كه خداوند از داشتن شریك هم مبری است ِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظیم‏ همانا شرك به خدا ستمی عظیم است . ( لقمان آیه 13 )

2- صفات حسن و احسن كمال : ابتد ا باید فرق میان حسن و احسن را بدانیم تا قدری فهم ما افزایش یابد .حسن یعنی خوب و نیكو و احسن یعنی بهتر و نیكو تر ( باب افعال : احسن ، یحسن ، احسان . تفضیل ) خوب فرق این ها باهم معلوم شد یعنی این كه عالم بودن هم به انسان صدق می كند و هم به خداوند ولی علم ما كجا و علم او كجا !! علم ما اكثر اوقات اصلا علم نیست بلكه جهل مركب است ( جهل مركب یعنی : آن كس كه نداند و نداند كه نداند ) ولی علم خداوند علم حقیقی است .

خوب اكنون این صفات حسن و احسن و كمال برعكس صفات قبیح می باشد یعنی باید این ها را به خداوند نسبت داد مثل عالمیت ،‌ خالقیت ، نورانیت ،‌ جباریت ،‌رحمانیت ، قادریت،  واجبیت و صد ها صفت دیگر كه تمام آن ها را در دعای جوشن كبیر می شود یافت به این صفات صفات ثبوتی نیز گویند . 

حال می رسیم به اصل معنای توحید صفاتی : توحید صفاتی یعنی این كه ذات خداوند عین صفات اوست و از نظر صفات ، صفت واحدی دارد . حال ممكن است بپرسید كه چگونه می شود كه به لحاظ صفت واحد باشد اما آنچه كه در قرآن و روایات است ضد این حرف است ( مثلا می گویید خدا کریم است ، خدا رحیم است ، خدا حکیم است و .. ) ؟  ما در جواب می گوییم كه این گونه كه می گویید نیست !! و در واقع این صفات چند گانه كه شما  می گویید به دلیل ناتوانی ذهن از تحلیل میان آنهاست و اگر نه صفات خداوند عین هم دیگر هستند ولی عقل از تحلیل آن عاجز است به طور مثال علم خداوند عین قدرت خداست و حكمت خداوند عین رحمت خداست  . ( كه این واضح است برای مثال این كه خوردن خوك بر ما حرام است از حكمت اوست و این حكمت دقیقا برای ما رحمت است چه بسا كه با خوردن خوك چه مشكلاتی ممكن بود برای ما اتفاق بیفتد كه با این حكمت از آن جلوگیری شد . )  حال اگر این گونه نپنداریم به یك مشكل اساسی بر می خوریم . شرح اشكال : در صورتی كه شما صفات مختلف را یكسان و عین هم حساب نكنید نتیجه اش جزء دار بودن خداوند است و حال آن كه ممكن است خداوند دارای اجزاء مختلف باشد ؟ یقینا خیر زیرا نتیجه این است كه دیگر خداوند ما صمد نباشد زیرا همیشه آنچه كه دارای اجزاست به اجزاء خود نیازمند است كه این مخالف است با صمد بودن خداوند .

بخش دوم :

اثبات عدم وجود مكان برای خداوند : برای اثبات آن ما متوصل به مفهوم وجوب وجود می شویم و با توجه به آن اگر خداوند مكان می داشت از نوع اكوان حادث ( وجود های حادث و حركت و سكون و اتصال و انقطاع ) جدا نمی شد چون هر امر ممكن از دو حال خارج نیست یا ساكن است یا متحرك و هر چه از حادث جدا شود خود نیز حادث است و هر حادثی ممكن است و اگر ممكن باشد  واجب نخواهد بود . و ضمن این كه  آن چه كه مكان داشته باشد باید از موجودات عالم طبیعت باشد و دارای جسم هم باید باشد و فضا را اشغال كند ! كه خداوند مبری از این صفات است .

حادث : یعنی موجودی كه نبوده و بعد بود شده ( وجود بعد از عدم )


شنبه 30 آبان 1388

توحید

   نوشته شده توسط: محمد یحیی    نوع مطلب :فلسفه اسلامی ،

 سخن در اصول دین بود و اولین اصل از آن اصول توحید بود و گفتیم كه در اولین گام برای اثبات توحید خدا ،‌ باید  خود خدا را برای خود  اثبات بكنید كه از راه براهان نظم كه هرچند برهانی بد و ضعیف است . به این نتیجه رسیدیم . ادامه : حال بعد از این برهان به تقسیم بندی و توضیح اقسام توحید ،‌ ذكر چند حدیث وآیه در باب توحید می پردازیم .  توحید به طور كلی به دو بخش نظری و عملی تقسیم می شود و هر یك از این دو قسم نیز به بخش های دیگری تقسیم می گردد كه خواهد آمد . توحید نظری : به سه قسم ذاتی ، صفاتی و افعالی تقسیم می گردد . و كلمه وحده در لا اله الاالله وحده وحده وحده بیان كننده این مراتب سه گانه است نه از باب تاكید و تكرار ! توحید ذاتی در اصطلاح رایج بدین معناست كه خداوند یگانه بوده و هیچ مثل و مانند و شریك و همتایی ندارد . اما گاهی توحید ذاتی به معنای گسترده تری نیز به كار می رود و آن علاوه بر معنای فوق شامل بساطت ذات الهی و سلب تركیب از خداوند نیز به كار می رود در این دیدگاه عام ، توحید ذاتی مشتمل بر دو مطلب است : یكی توحید در مقام واحدیت و دیگری توحید در مقام احدیت . توحید در مقام واحدیت : خداوند احد و یكتاست . یعنی هستی محض است                   (   إن الوجود عندنا أصیل** دلیل من خالفنا علیل‏ لأنه منبع كل شرف ** و الفرق بین نحوی الكون یفی ‏) كه همان طور كه حاج ملا هادی سبزواری در مبحث اصالت وجود )که یکی از مباحث مهم و اساسی در فلسفه اسلامی و یکی از پایه های اثبات توحید است ) این دو بیت را بیان كرده ، او منبع تمام خیرات و شرف هاست و در او جزء راه ندارد ( یعنی فاقد اجزا است ) بر خلاف شی مركب كه از چندین جزء تشكیل شده ذات او بسیط از هر جهت است كه لا جزء له است و این بعد از توحید ذاتی در واقع برابر با نفی هرگونه كثرت درون ذاتی از خداوند سبحان است و نفی اجزاء از خدا (و اثبات آن با برهان كه بعدا نیز خواهد آمد) از آن جهت است كه اگری چیزی جزء داشته باشد بالیقین به آن جزء نیازمند خواهد بود مثلا اگر شما به ساختمان دست خود توجه کنید در می یابید که تمام انگشت های شما متصل به کف دست شما هستند و به وسیله مفاصل است که جزء جزء بدن شما به حرکت در می آید و این منافات با صمد بودن دارد . توحید در مقام احدیت : خداوند واحد و یگانه است كه لا شریك له و لیس فی الاشیاء شبه (شریك ندارد و در اشیاء و موجودات شبیه ندارد ) . این بعد از توحید ذاتی به معنی نفی كثرت برون ذاتی است یعنی در كنار خداوند ذات دیگری كه آن هم خدا باشد وجود ندارد علت این امر این است كه ما مفهومی بنام وجوب وجود داریم كه نیاز به دركی عمیق دارد و در صورتی كه این مفهوم را درك كردی بیشتر و اكثر معنای توحید برای شما روشن می گردد (چه آنكه خواجه نصیر طوسی نیز در كتاب كشف المراد خود از این مفهوم استفاده كرده است و بسیاری از صفات را از این راه اثبات می کند ). پس ابتدا باید مفهوم وجوب را بدانید. پس وجوب به معنی ساده یعنی : باید باشد و علت در بودن هم نمی خواهد برعكس مفهوم ممكن كه بودن و نبودن آن علت می خواهد . و وجود هم كه معنایی بدیهی برای افراد دارد. پس وجوب وجود یعنی وجودی كه باید باشد بدون نیاز به هیچ علتی . حال كه مفهوم وجوب وجود را دریافتی باید بدانی كه تصور دو خدا منجر به این می شود كه خدای ما اولا واجب نباشد و ثانیا لایتناهی نباشد زیرا این دو خدا یا با هم تفاوت دارند یا تفاوت ندارند . اگر تفاوت نداشته باشند كه دیگر دو خدا نیست بلكه یكی است ولی اگر با هم تفاوت داشته باشند منجر این می شود كه خصوصیتی و ویژگیی در آن خدا باشد كه در این خدا نیست ! پس اگر این گونه باشد دیگر آن دو نیز خدا نیستند زیرا دارای كمال تام نیستند و سر شار از نقص هستند و مع ذلك ما با درك مفهوم لایتناهی در می یابیم كه خداوند بر همه چیز محیط است و احاطه دارد كه با وجود دو خدا این مفهوم هم صادق نخواهد بود  زیرا این خدا بر بخشی احاطه و آن خدا نیز بر بخشی دیگر احاطه دارد . ( هر چند كه این نوع گفتن ما از كمی و ضیق کلمات و تفهیم مطلب است كه خداوند مجرد است و این گونه توصیف غلط )   در نهایت به چند حدیث و آیه در مورد توحید متمسك می شویم كه گفتار ما كامل شود! احادیث : رسول خدا (ص) : بهترین عبادات گفتن ذكر لا اله الا الله است !!  و از امام باقر (ع) نقل شده است كه می فرمایند : هیچ چیز پر پاداش تر از گواهی به این كه خدایی جز الله نسیت وجود ندارد زیرا هیچ چیزی هم سنگ با خدا نیست ! و از امام جعفر صادق می فرمایند : خداوند بدن موحدان را بر آتش حرام گردانده است . آیات : بسم الله الرحمن الرحیم – الحمد و لله رب العالمین – قل هو الله احد – هُوَ الْأَوَّلُ وَ الاَْخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ  وَ هُوَ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِیم‏ . آیات در مورد توحید بسیار زیاد است كه در آینده باز هم ذكر خواهم كرد .